«on-premises» در فناوری بازاریابی بیسروصدا بار معنایی پیدا کرده و اغلب قدیمی، کند یا سازشی ناخواسته برای سازمانهای ناتوان از مهاجرت ابری خوانده میشود. برای سازمانهای بزرگی که دادهٔ حساس مشتری را پردازش میکنند، این برداشت وارونه است. مدل استقرار محدودیتی برای عذرخواهی نیست؛ یکی از راهبردیترین تصمیمهای برنامهٔ دادهٔ مشتری است.
پاسخ مستقیم
اجرای زیرساخت دادهٔ مشتری با استقرار on-premises تصمیمی برای حفظ کنترل است، نه گامی رو به عقب. برای سازمانهای تحت مقررات، استقرار on-premises و خصوصی داده را در مرز کنترل نگه میدارد و همزمان یکپارچهسازی هویتها، فعالسازی و درآمدزایی را ممکن میکند؛ در برابر اندکی زمان بیشتر برای راهاندازی، محل نگهداری داده، امنیت و حاکمیت بهتری به دست میآید.
پرسش مد روز «ابر یا on-premises» نیست؛ این است که «هوشمندی مشتری ما از نظر فیزیکی کجا باشد و چه کسی بتواند بر اساس آن عمل کند؟» با این چارچوب، on-premises دیگر سازش نیست؛ سطح کنترل است.
کنترل، خود محصول است
وقتی دادهٔ مشتری لایهٔ عملیاتی تعامل و درآمدزایی است، مدل استقرار میزان کنترل واقعی شما بر آن لایه را تعیین میکند. با ماندن داده در مرز شما، سه چیز تغییر میکند.
- محل نگهداری داده در اختیار شماست. سوابق مشتری، گراف هویت و وضعیت رضایت هرگز زیرساخت تحت حاکمیت شما را ترک نمیکنند. پرسشهای محل نگهداری با یک نمودار پاسخ میگیرند، نه گواهی فروشنده.
- دسترسی را شما تعریف میکنید. اینکه چه کسی بتواند هوشمندی مشتری را پرسوجو، صادر یا فعال کند، با خطمشی و سامانههای هویت خودتان تعیین میشود؛ نه به ارثرسیده از پلتفرم چندمستاجری.
- مرز روشن و قابلفهم است. تیمهای امنیت، حسابرسی و خرید میتوانند سامانهای را ارزیابی کنند که مرزهایش دیده میشود؛ و بازبینیهایی که ممکن بود استقرار سازمانی را ماهها متوقف کنند کوتاه میشوند.
بحث ابر در برابر on-premises در واقع بحث این است که کلیدها دست چه کسی باشد. برای دادهای که درآمد را هدایت میکند، این جزئیات نیست. دیدگاه کنترل
on-premises الزاماً به چه معنا نیست؟
اعتراض منصفانه عملیاتی است: آیا کنترل به قیمت تجربهٔ مدرن، یکپارچهسازی و سرعت تمام میشود؟ نباید؛ و استقرار جدی on-premises باید از این معیار عبور کند. on-premises الزاماً دستی، شکننده یا جداافتاده نیست؛ یعنی محیط اجرا در زیرساخت شماست، درحالیکه سطوح یکپارچهسازی، مسیر بهروزرسانی و ابزارهای مورد انتظار از نرمافزار مدرن حفظ میشوند.
چه زمانی on-premises انتخاب قویتری است؟
on-premises همیشه انتخاب درست نیست؛ در شرایط مشخص و رایج سازمانی انتخاب قویتری است و تصمیم باید با نامبردن صادقانهٔ همین شرایط گرفته شود.
- دادهٔ مشتری تحت مقررات، حساس یا مشمول الزامهای محل نگهداری است که در مرز خودتان آسانتر برآورده میشوند.
- سازمان از پیش زیرساخت و عملیات امنیتی جدی دارد؛ بنابراین راهبری داخلی این لایه گسترش توانمندی است، نه بار تازه.
- هوشمندی مشتری آنقدر راهبردی است که سپردن نگهداری فیزیکی آن به طرف سوم، ریسکی میسازد که مدیران حاضر به پذیرش آن نیستند.
آزمون خرید. بپرسید آیا تیمهای امنیت و حقوقی میتوانند در یک نمودار نشان دهند دادهٔ مشتری کجاست و چه کسی میتواند بر آن عمل کند. اگر استقرار on-premises این نمودار را سادهتر و پاسخ را دفاعپذیرتر میکند، چارچوب «سازش» از ابتدا نادرست بوده است.
کنترل، نه نوستالژی
انتخاب on-premises عقبنشینی از نرمافزار مدرن نیست؛ تصمیمی آگاهانه برای نگهداشتن راهبردیترین دارایی کسبوکار، یعنی هوشمندی مشتری، در مرز تحت حاکمیت سازمان است. برای سازمانی که این دارایی تعامل و درآمد را هدایت میکند، کنترل سازش نیست؛ واگذاری آن سازش است.
گام بعدی