دیدگاه‌ها

دیدگاه‌هایی دربارهٔ دادهٔ مشتری به‌عنوان زیرساخت.

تفکر مقوله‌ای، معماری و یادداشت‌های میدانی دربارهٔ هویت، استقرار، فعال‌سازی و درآمدزایی از دادهٔ دست‌اول؛ نوشتهٔ کسانی که مسئول این تصمیم‌ها هستند.

وبلاگ

تازه‌ترین دیدگاه‌ها.

تصویری از رباتی که انبوهی از کلیک روی کارت‌های محصول را به یک دستگاه صورت‌حساب‌زن می‌فرستد، در تقابل با فردی که یک خرید واقعی را کامل می‌کند و آن به‌صورت بسته‌ای تأییدشده و تحویل‌داده‌شده می‌رسد.

اگر Agent روی تبلیغ کلیک کند پول آن را چه کسی می‌دهد؟

صنعت تبلیغات سال‌ها هر ترافیک غیرانسانی را یک چیز می‌دید: ربات، خزنده، تقلب. این Agent هیچ‌کدام این‌ها نیست و کلیکش به واحد سنجش دیگری نیاز دارد.

مطالعهٔ مقاله →
تصویری از زنی که خرید خواربار در دست دارد، سکهٔ هدیه را در کیف‌پولش دریافت می‌کند و با خودرو در شهر به سوی هدیهٔ بعدی می‌رود؛ در پایین، همین سفر به‌صورت مراحل به‌هم‌پیوسته نشان داده شده و لوگوهای اوزون و بین‌وبان آمده است.

اوزون چگونه سفر مشتری را میان اُکالا و تپسی عملیاتی کرد؟

خرید از اُکالا به سفر با تپسی می‌رسد و سفر دوباره به اُکالا بازمی‌گردد؛ اوزون این مسیر را میان خدمات خود با بین‌وبان اجرا می‌کند.

مطالعهٔ مقاله →
تصویری از فردی که سیگنال‌های خام مشتری؛ خریدها، محصولات، زمان‌بندی، پرداخت‌ها و پیام‌ها؛ را وارد ماشینی می‌کند که یک پروفایل تکرارشونده از مشتری تولید می‌کند و سپس آن را به مخاطبان، مسیرهای تعامل و پیام‌رسانی هدایت می‌کند.

از ایونت‌ها تا وضعیت مشتری: چرا Computed Traitها در CDXP مهم‌اند؟

داده‌های مشتری به ما می‌گویند چه اتفاقی افتاده است. Computed Traitها کمک می‌کنند بفهمیم آن سابقه امروز چه معنایی دارد و چطور می‌توان از آن برای بخش‌بندی، مسیرهای تعامل مشتری، شخصی‌سازی و تصمیم‌گیری استفاده کرد.

مطالعهٔ مقاله →
تصویری از ورودی‌های دادهٔ مشتری؛ پروفایل، تراکنش‌ها، زمان‌بندی، شرایط قرارداد و ارسال؛ که وارد یک موتور تصمیم‌گیری می‌شوند و خروجی آن درآمد، پیشنهاد شخصی‌سازی‌شده و بازاریابی است و نتیجه دوباره به سیستم بازمی‌گردد.

بیایید کم‌کم CDXP را به مارکتینگ محدود نکنیم

همان معماری که به یک پیام امتیاز می‌دهد، می‌تواند سقف اعتباری، شرایط تأمین مالی و پیشنهاد به تبلیغ‌دهنده را هم تعیین کند.

مطالعهٔ مقاله →
تصویری از فردی که فاصله‌ی میان پروفایل انسانی مشتری و پروفایل مستقل Agent را می‌سنجد؛ در حالی که اقدام‌های جست‌وجو، مقایسه و سبد خرید میان آن دو رفت‌وآمد می‌کنند بدون آنکه با هم ادغام شوند.

Agent دوقلوی مشتری نیست

هویت، پروفایل و آلودگی داده در تجارت Agent-محور.

مطالعهٔ مقاله →
تصویری از فردی که محصولی را در ذهن مجسم می‌کند، در حالی که رباتی گزینه‌ها را غربال می‌کند و به یک مورد می‌رساند، سپس همان مورد را از میان فروشگاه‌ها و تحویل تا دم در می‌فرستد.

فروشگاه سفارش را می‌گیرد اما تصمیم خرید را چه کسی می‌سازد؟

قدرت، AIDA و اقتصاد Retail Media در عصر Agentها.

مطالعهٔ مقاله →
تصویری از افرادی که پشت صفحات گزارش پنهان شده‌اند، در حالی که فردی دیگر با تلسکوپی غول‌پیکر ساخته‌شده از نمودارهای داده به دوردست نگاه می‌کند و درختی رو به رشد از فرصت را در افق می‌بیند.

وقتی داده به سازوکار دفاعی تبدیل می‌شود

ریسک پنهان برای مدیران، بی‌منطقی نیست؛ همانندیِ امن و متکی به داده است. داده باید ابزار آینده‌نگری باشد، نه سپری در برابر سرزنش.

مطالعهٔ مقاله →
تصویری از فردی که ماشینی زیرزمینی حاوی دادهٔ مشتری و محصول را به ماشینی روزمینی برای Retail Media متصل می‌کند؛ ماشینی که برای یک محصول ویژه، بلیت‌های نمایش و تبدیل صادر می‌کند.

Retail Media صرفاً محصول تبلیغاتی نیست؛ مسأله‌ای در زیرساخت داده است

کسب‌وکار ماندگار Retail Media بر دادهٔ قابل‌اعتماد، کیفیت کاتالوگ، سنجش و تسویه ساخته می‌شود؛ نه فقط جایگاه تبلیغاتی.

مطالعهٔ مقاله →
تصویری از فردی که ماشینی خودمختار و محصورشده را اداره می‌کند؛ ماشینی که کارت‌های پروفایل مشتری را به یک هویت واحد تبدیل می‌کند. او کلیدهای دسترسی به آن را در دست دارد و فقط نتیجهٔ تأییدشده از آن به بیرون راه می‌یابد.

چرا پلتفرم‌های دادهٔ مشتری با استقرار on-premises دوباره اهمیت یافته‌اند

اصلاحی در بازار که محل نگه‌داری داده، مرکز ثقل یکپارچه‌سازی، حاکمیت هوش مصنوعی و واقعیت عملیاتی سازمان‌های بزرگ آن را پیش می‌برند.

مطالعهٔ مقاله →
تصویری از فردی که چرخ‌دنده‌ای را می‌چرخاند و پروفایل‌های امتیازدهی‌شده‌ی مشتری را به بازویی رباتیک متصل می‌کند که پیامی را به مشتری تحویل می‌دهد؛ نتیجه روی ترازو سنجیده می‌شود و دوباره به سیستم بازمی‌گردد.

هوش مصنوعی در دادهٔ مشتری زمانی ارزش می‌آفریند که بتواند تصمیم‌ها را فعال کند و اثرشان را بسنجد

پیش‌بینی به‌ندرت مسألهٔ اصلی است. هوش مصنوعی تنها زمانی ارزش می‌آفریند که امتیازها در تصمیم‌گیری به کار روند، زیر حاکمیت باشند و اثرشان سنجیده شود.

مطالعهٔ مقاله →
تصویری از صفحه‌ی یک وب‌سایت که سیگنال‌های محتوا، تعامل و زمان‌بندی را به ماشینی می‌فرستد که فردی آن را اداره می‌کند؛ او پیش از هر چیز رضایت را بررسی می‌کند و سپس نتیجه را به یک رکورد مخاطب، تنظیمات، یک پیام و پشتیبانی هدایت می‌کند.

بین‌وبان چگونه قصد بازدیدکنندگان را در وب‌سایت خود ردیابی و فعال می‌کند

وب‌سایت نباید فقط محتوا منتشر کند؛ باید در مرز رضایت خود، قصد را بفهمد و تقاضا را هدایت کند.

مطالعهٔ مقاله →
تصویری از فردی که ماشینی را اداره می‌کند و کارت‌های پروفایل مشتری و سیگنال‌های رفتاری را به یک نمودار رشد تبدیل می‌کند؛ این نمودار یک فروشگاه شخصی‌سازی‌شده، یک گروه مخاطب و یک جایگاه تبلیغاتی را تغذیه می‌کند، در حالی که سکه‌ها در صندوق درآمد جمع می‌شوند.

اقتصاد درآمدزایی از دادهٔ دست‌اول

درآمدزایی باید به‌عنوان یک خط کسب‌وکار کنترل‌شده با منطق درآمد و بازگشت سرمایهٔ مستقل ارزیابی شود، نه افزونه‌ای برای کمپین.

مطالعهٔ مقاله →
تصویری از فردی که کنار یک تابلوی راهنما ایستاده، میان مسیر قرمز «ساخت» که در آن مهندسانی سخت‌افزاری درهم‌تنیده را در میان شلوغی و نموداری نزولی مونتاژ می‌کنند، و مسیر سبز «خرید» که در آن ماشینی در حال کار، محصولاتی تأییدشده و نموداری صعودی تحویل می‌دهد.

ساخت یا خرید؛ چرا CDXP سازمانی دشوارتر از چیزی است که به نظر می‌رسد؟

گرایش به ساخت داخلی، حجم واقعی کار را دست‌کم می‌گیرد: هویت، رضایت، یکپارچه‌سازی، حاکمیت و نگهداشت.

مطالعهٔ مقاله →
تصویری از فردی که یک مرکز داده‌ی قفل‌شده و محصور را اداره می‌کند؛ این مرکز از سمت چپ سیگنال‌های مشتری را دریافت می‌کند و در همان حال اتصال‌های خروجی به سرویس‌های ابری بیرونی در سمت راست را مسدود می‌کند، در حالی که خط آسمان شهر پشت محدوده‌ی حصارکشی‌شده دیده می‌شود.

فناوری بازاریابی on-premises یعنی کنترل، نه سازش

برای سازمان‌های بزرگ، مدل استقرار تصمیمی راهبردی دربارهٔ مالکیت داده، امنیت و حاکمیت است؛ نه گامی رو به عقب.

مطالعهٔ مقاله →
تصویری از فردی که دو ماشین را مقایسه می‌کند: ماشین ذخیره‌سازی داده در سمت چپ که سیگنال‌های مشتری را در یک پروفایل واحد تجمیع می‌کند، و ماشین فعال‌سازی در سمت راست که همان پروفایل را به چندین کانال خروجی هدایت می‌کند.

CDP، CDXP یا CRM؛ سازمان‌ها واقعاً به چه نیاز دارند؟

CRM، CDP، هوش تجاری و اتوماسیون بازاریابی هرکدام بخشی از مسأله را حل می‌کنند. سازمان‌ها به لایه‌ای نیاز دارند که این اجزا را با هم هم‌راستا کند.

مطالعهٔ مقاله →
تصویری از فردی که ماشینی را اداره می‌کند؛ این ماشین از سمت چپ سیگنال‌های مشتری را دریافت می‌کند، آن‌ها را به یک هویت واحد و درخشان تبدیل می‌کند، و تعامل را از طریق کانال‌هایی مانند ایمیل، چت و اعلان به افراد در سمت راست هدایت می‌کند؛ همه‌ی این‌ها با ماژول‌های هویت، یکپارچه‌سازی، هوش، هماهنگ‌سازی و سنجش انجام می‌شود.

CDXP یک حوزهٔ محصول است، نه یک قابلیت

مقوله‌ای که وب‌سایت را از بروشور به سطح عملیاتی تبدیل می‌کند.

مطالعهٔ مقاله →
تصویری از فردی که ماشینی را اداره می‌کند که جریانی از قطعات هویتی پراکنده و هم‌پوشان را به یک پروفایل واحد و تأییدشده تبدیل می‌کند، و سپس رکورد نهایی را پشت یک سرور امن و قفل‌شده نگه می‌دارد.

یکپارچه‌سازی هویت‌ها مسألهٔ کنترل است، نه مسابقهٔ دقت

فروشندگان بر سر نرخ تطبیق رقابت می‌کنند؛ سازمان باید بپرسد قواعد در کنترل چه کسی است و داده کجا نگه‌داری می‌شود.

مطالعهٔ مقاله →
تصویری از فردی که کنسول ریتیل مدیا را اداره می‌کند؛ او با گروه‌های مخاطب و تحلیل‌ها کار می‌کند و کمپین‌های محصول اسپانسرشده، برند و نمایشی را از طریق یک خط لوله به جایگاه‌های داخل‌سایت، اپلیکیشن، وب و جست‌وجو می‌فرستد و مخاطبان را به درآمد تبدیل می‌کند.

Retail Media با هوشمندی دست‌اول آغاز می‌شود، نه ظرفیت تبلیغاتی

درآمد پایدار رسانه‌ای بر هویت و کیفیت مخاطبی ساخته می‌شود که واقعاً در اختیار شماست؛ نه بر رقابت شتاب‌زده برای جایگاه‌های اسپانسری.

مطالعهٔ مقاله →

همکاری با تیم

مسألهٔ دشوار دادهٔ مشتری را مطرح کنید؛ ما معماری مناسب را طراحی می‌کنیم.